بیهوده مرگ به تهدید
چشم میدراند...
ما به حقیقت ساعتها
شهادت ندادهایم
جز به گونهی این رنجها...
که از عشقهای رنگین آدمیان به نصیب بردهایم...
چونان خاطرهای هریک
در میان نهاده
از نیش خنجری با درختی...
افسانه های سرگردانیت ای قلب دربدر
به پایان خویش نزدیک می شود...
...
احمد شاملو
نظرات شما عزیزان:

چشم میدراند...
ما به حقیقت ساعتها
شهادت ندادهایم
جز به گونهی این رنجها...
مرسی
.gif)




















