آن روزها
من به سلیقه ی کسی که دوستش داشتم سر تا پای زندگیم را آبی کرده بودم...
آبی آبی...
آبی به رنگ دریا
و ناگهان ! یک روز او را دست در دست کسی دیدم که سر تاپایش زرد بود....
زرد مثل نور
من شنا نمیدانستم...
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم
و غرق شدم
در دریای " آبی بیکران رویاها و کابوسها
حسین پناهی
برچسبها: آن روزهاحسینپناهی




















