دلم پاييز ميخواهد
ترجيحا مهر ماه
باران هم ببارد
و تنهايى .
دلم قدم زدن ميخواهد
از اينجا تا خود بى رمقى
تا جايى كه نايى براى ادامه نماند
تا اوج لمس رنگ برگ ها
تا نهايت استشمام خوشبوترين عطر جهان
لا به لاى درختان نيمه برهنه ى نم خورده ...
دلم بدجور بى تاب پاييز است
فصل من ، زودتر بيا !
برچسبها: مهرتولدفصل من
پاییز مردیست
با دستانی بزرگ که هر شب منتظر دختریست
با چشمانی زلال و دستانی کوچک
که تنها نگاهش کند و بگوید دوستش دارد
پاییز مردیست
پیشه اش رفتگری
شهر در دایره ی جارویش
اوی از زندگیش راضیست
پاییز مردیست
که شباهنگام به خانه اش میرود
چای دم میکند تنها مینوشد و دیوارها را مینگرد
و برگهای خشک لای کتاب را میبوید
پاییز مردیست
ساکت، صبور؛ اندکی مغرور نه برای شمعدانی ها
نه بخاطر توفانها و گردبادههایی که در دلش موج میزنند
او بیگانه است با دروغ، تفریق، کینه...
پاییز مردیست
که تنها شعر مینویسد، آنها را نمیفروشد
زیرا بهایی ندارد شعر گفتن دراین تنهایی غربت
که حتی لحجه اش را نیز هیچکس نمیداند
پاییز مردیست
در آن سوی آبهای جهان دور از خزان و برگ ریزان
فقط گاهی، هر از چند گاهی دلش میگیرد
میخواند، مینوازد بغض میکند، تا ابرها گریه کنند.
برچسبها: مردپاییزمهر
پاییز دختریست
با چشمانی مهربان و اندامی کشیده
نامش از مهــر میآید و کنیه اش لبخند
پوششی از برگ به تن دارد؛ رنگارنگ
لبهایش انار و کلامی شیرین
پاییز دختریست
ساده، محجوب، با وقار که هر روز دلش را در دست میگرد
وبه من هدیه میدهد و مرا با نام کوچکم آشنا میسازد
پاییز دختریست
که مرا پاره ی تن خود میداند و آرام هر شب نوازش میکند
چشمانش بارانها ابر در بردارد و گونه اش سرخ از شرم بوسهای باران
پاییز دختریست
با گیسوانی رها درباد و سینه ای پُرمهــر
غمگین که میشود غروب را به ارمغان میآورد و چشم میبندد
لیلی داستانهای کهن در دلم؛ آینه
پاییز دختریست
که مرا دوست دارد و من او را پیشتر دوست میدارم
من عاشق اسمش، برگ برگ تنش و روز وماهش شده ام
او مرا میبوسد
او مرا میخواند
اوی مرا شاعر اسمش ساخته است
پاییز دختریست
که من اورا مهرویا میخوانم
برچسبها: دخترپاییزمهر
باز بوی پاییز هوای شبم را لبریز کرده بی تو...
پاییز امسال خواهد آمد..
بی هیچ تولدی در مهر…
بی ترانه ای عاشقانه…
پاییز امسال…
با بی بهانه ترین لحظه ها…
با آرام ترین روزگار ...خواهد آمد…
نه برگ ریزانی برای ما
و نه غروبی دلتنگ در چشمان تو...
اما ...من باز عاشقت خواهم شد...
و تو؛باز خواهی رفت...
و این جشن هر سال من است ...
برچسبها: پاییزمهرعشق




















